به نام خدا
مرور تاریخچه تحول ملل حاکی از این است که پیشرفت رستاخیز گونه ملت های مختلف نه لزوماْ ناشي از منابع مادی و ژئوپلتیکی و...(که البته در نوع خود تاثیرگذارند)، بلكه توسط بزرگاني محقق ميشود كه به قول روانشناسان "يا راهي ميسازند يا راهي مييابند به فراخي خيزش نيروي نهفته يك ملت"، افرادي كه لزوماً پايگاهي از جنس قدرت، ثروت و رابطه ندارند، بلكه نيروي عظيمي دارند مركب از خودساختگي، تعهد اجتماعي، اميد، ايمان، پشتكار، آگاهي و مسئوليتپذيري كه آن را به نحو احسن در خدمت ساختن ملت خويش قرار ميدهند. اینان کارآفرینان ملی هستند که یک ملت را کارآفرین می سازند ...
در ادامه يك نمونه از اين دست معرفي شده است. از دوست عزيزم، آقاي مهندس كر به پاس ارسال اين مطلب سپاسگزارم.
در كشوري با مساحت 320000 كيلومتر مربع وجمعيتي بالغ بر 27 ميليون نفر واقع در جنوب غرب آسياكه شغل اكثر مردمانش كشاورزي در مزارع موز، اناناس وكائوچو ويا صيد ماهي بوده وتا قبل از سال 1981 اكثرا" در روستاها وجنگلها ودر پائينترين سطح امكانات زندگي ميكردند و درآمدسرانه هر نفر كمتر از 100 دلار بود ومناقشات وجنگهاي مذهبي ناشي از وجود 18 دين ومذهب ونژاد كشوررا بشدت نا امن نموده بود خداوند شخصي را بعنوان هديه برايشان فرستاد كه كسي نبود به جزء mahadir bin mohamat ,يا همان مهاتير محمد كه تمام دنيا اورا با اين نام ميشناسند وبه او احترام ميگذارند. مهاتير كوچكترين عضو خانواده 11 نفره اي بود كه شغل معلمي پدرش تكافوي برآوردن آرزوي پسرش مهاتير جهت خريدن دوچرخه براي رفت وآمد به دبيرستان را نميكرد بنابراين مهاتير جهت برآورده نمودن آرزويش شروع به فروختن موز در خيابان بعد از اتمام اوقات مدرسه نمود. مهاتير پس ازاتمام دبيرستان وارد دانشگاه پزشكي كشور همسايه سنگاپور شده وهمزمان مسئوليت اتحاديه دانشجويان مسلمان آن دانشگاه را برعهده گرفت . سال 1953 پس از فرغ التحصيلي به كشورش بازگشت وبعنوان پزشك جراح به استخدام نيروهاي انگليسي كه كشورش را اشغال كرده بودند درآمد ، پس از خروج نيروهاي انگليسي ودر سال 1957 با افتتاح مطبي شروع به طبابت نموده ونيمي از وقتش را صرف معالجه رايگان افراد فقير نمود. در سال 1964 به مدت 5 سال بعنوان نماينده در مجلس ملي فعاليت نمود ودر سال 1970 كتاب معروف خود بنام"" آينده اقتصادي مالزي "" را به رشته تحرير درآورد كه همين كتاب بعدها پايه واساس تفكرات آن مرد جهت تحول اقتصادي كشورش گرديد . بهرحال مهاتير در سال 1974 بعنوان سناتور وارد مجلس سناودر سال 1975 بعنوان وزير آموزش وپرورش وسپس نيابت نخست وزير وبالاخره در سال 1981 به سمت نخست وزيري نائل گرديد. تكرار ميكنم سال 1981 يعني سال شروع انقلاب اقتصادي يك جراح در مالزي!! ولي پرسش اساسي اين است كه آن جراح ماليزيايي چه كاري انجام داد ؟!!!
نخست: نقشه آينده مالزي را ترسيم نمود و اولويتها ، اهداف ونتايجي را كه ميبايست در طي مدت 10 سال وبعد 20 سال ونهايتا تا سال 2020 به آنها دست يابند را مشخص نمود .
دوم : تصميم گرفت كه آموزش همگاني وتحقيقات علمي اولين اولويت ودرراس برنامه ها قرار گيرند ، بنحوي كه بيشترين ميزان بودجه واعتبار رابراي آموزش همگاني وكسب مهارتهاي فني- ريشه كني بي سوادي واز همه مهمتر آموزش زبان انگليسي وتحقيقات علمي اختصاص داد. مهاتير در همان سالها هزاران نفر از دانشجويان را با پرداخت بورسيه به بهترين دانشگاههاي جهان اعزام نمود.
سوم : استراتژي وبرنامه هاي خودرا بصورت كاملا شفاف و با صداقت با مردم كشورش در ميان گذاشت ،آنان را بانظام مالياتي جديد كه مسيركشور را بسوي انقلاب اقتصادي هموار ميكرد آشنا نمود واز همه مهمتر از مردم دست ياري طلبيد . مردم نيز چون اورا صادق ديدند باورش كردند وهمراه ودنباله رو گرديدند بنابراين در اولين سال اقدام به كاشت يك ميليون اصله درخت روغني نمودند كه همين امر طي تنها دو سال مالزي را بعنوان بزرگترين و اولين كشور توليد كننده وصادر كننده روغن درختي به دنيا معرفي نمود .
مهاتير تصميم گرفت صنعت جهانگردي مالزي را طي 10 سال به درآمد 20 ميليارد دلاري در عوض درآمد 900 ميليوني سال 81 برساند اين درحاليست كه درآمد حال وحاضر مالزي از صنعت جهانگردي 34 ميليارد ميباشد وي براي رسيدن به اين هدف پادگا نهاي نظامي ژاپني را كه از سالهاي جنگ جهاني دوم در كشور مالزي باقي مانده بودند را به مناطق جهانگردي شامل انواع بازيهاي تفريحي ، ورزشي و فرهنگي تبديل نمود تا مالزي مركزي جهاني براي برگزاري مسابقات بين المللي اتومبيل راني ، اسب سواري و بازيهاي آبي تبديل گردد او همچنين كولالامپور را مقر اصلي كنفدراسيون فوتبال آسيا قرارداد .مالزي در سال 1996 با رشدي معادل 46% نسبت به سالهاي قبل از آن در زمينه صنعت برق والكترونيك خودرا بعنوان يكي از صادر كنندگان لوازم برقي والكترونيكي به دنيا معرفي نمايد.مهاتير محمد با وضع قوانين شفاف و ضوابط مشخص درهاي اقتصادي كشور را بسوي سرمايه گزاران خارجي گشود وبا تاسيس شركت عظيم پتروناس در برجهاي دوقلوي كولالامپوربازار بورسي با يك ميليون دلار معامله در روز پايه ريزي نمود.
تاسيس بزرگترين دانشگاه اسلامي دنيا گامي ديگر جهت جذب نخبگان علمي داخلي وخارجي از تمام نقاط دنيا علي الخصوص كشورهاي اسلامي بود وي توانست با تاسيس پايتخت اداري جديد بنام پاتوراجايا با دو ميليون نفر جمعيت در كنار پايتخت تجاري ( كولالامپور ) هم از نظر سياحتي و هم تقسيم كار و با تاسيس دو فرودگاه جديد ومدرن ودهها جاده واتوبان سريع السير رفت وآمد جهانگردان وسرمايه گزاراني كه از كشورهاي چين- هند وحاشيه خليج فارس وباقي نقاط دنيا با آن كشور سفر ميكردند را تسهيل بخشيد.
بطور خلاصه بايد گفت حاج مهاتير محمد طي مدت 21 سال يعني از سال 1981 تا 2003 موفق گرديد كشوري فقير با درآمد سرانه 100 دلار را به كشوري توسعه يافته با درآمد سرانه 1600 دلار در سال و ميزان سرمايه گذاري را از 3 ميليارد به 98 ميليارد دلار وميزان صادرات رابه رقم قابل توجه 200 ميليارد دلار برساند . مهاتير محمد در سال 2003 با اراده شخصي تصميم به كناره گيري از قدرت وسپردن زمام امور كشور به نيروهاي جوان وتازه نفس گرفت . عليرغم درخواست مردم كشورش مبني بر ماندن بر مسند قدرت ،او تصميم خودرا گرفته بودوبدون اينكه بخواهدفردي از افراد خانواده اش را به قدرت برساند ويا حكومت را موروثي كند بطور كلي از دنياي سياست كناره گيري نمود تا جانشينان او بتوانند آرزوي طراحي شده او بنام مالزي بيست.... بيست .... يا مالزي در 2020 را كه در آن مالزي بعنوان چهارمين قدرت اقتصادي آسيا پس از ژاپن– چين – وكره تبديل گردد را به واقعيت تبديل نمايند .مهاتير در نهضت اقتصادي خويش هيچگاه منتظر كمكهاي آمريكا وكشورهاي اروپائي نماند بلكه توكل او ابتدا بر قدرت لايزال الهي سپس بر اراده وپشتكار خود واز همه مهمتر عزم واراده وحمايت مردم كشورش قرار داشت.
اينچنين بود كه يك موز فروش ويا بعبارتي پزشك جراح توانست با مهارت وعشق عميق به كشور ومردمش وپشتكار عالي مالزي را از يك موش به يك ببر آسيائي تبديل نمايد. ولي سوالي كه وجود دارد اين است كه آيا ديگر جراحان كشورهاي اسلامي نيز ميتوانند همان كار ومعجزه جراح ماليزيائي را تكرار كنند ويا تنها هنرشان آن است كه در يك عمل جراحي زيبائي يك شير را به موش تبديل نمايند ؟!!!!
آدرس برگرفتگاه http://www.karafarini.ir/page.aspx?6960&type=6
به نام خدا
معرفي كتاب
دانشگاه، كارآفريني و توسعه داناييمحور. تالیف: دكتر ابوالقاسم شريفزاده (استاديار دانشگاه علوم كشاورزي و منابع طبيعي گرگان) و دكتر علی اسدی (دانشيار دانشگاه تهران). انتشارات جهاد دانشگاهي واحد تهران، بهار 1389
....كارآفريني نوع خاصي از ذهنيت و انديشهورزي، شيوهاي بيهمتا از نگريستن به دنياي پيرامون، گونهاي خلاق از مخاطرهجويي و خطرپذيري، فرآيند مداوم ارزشافزايي، و ابزار بينظيري براي خودشكوفايي و تكامل ابناء بشر به شمار ميرود. در قلب كارآفريني ميل به پيشرفت و موفقيت فزآينده، ميل دروني به كسب توانمندي و قدرت، شور و شوق ساختن، لذت آفرينش، آرزوي رسيدن به آزادي با گذر از قيد و بند محدوديتها، عزم و اراده رسيدن به استقلال، تجسم چشماندازها و روياهاي كارآفرينانه و عينيتبخشي به آنها با كار سخت و خستگيناپذير، گذر از كليشههاي متعارف از رهگذر تخريب خلاقانه انگارههای موجود جهت در انداختن طرحي نو، ريسكپذيري حسابشده، پويايي متوازن، نوآوري مداوم و پشتكار تمامنشدني قرار دارد. افرادي كه از چنين ويژگيهايي برخوردارند و روح و جانشان در تمام زندگي متعهدانه وقف تحقق روياهايشان ميشود سزاور آنند كه كارآفرين ناميده شوند.....
... دانشگاه گهواره پرورش كارآفريني و نهاد مهندسي فرآيند فراگير، پويا و پايدار توسعه كارآفريني دانشبنيان در سطح جامعه به شمار ميرود.... از دانشگاه بسان مولفه محوري شبكه ملي توسعه كارآفريني انتظار ميرود در مقام يك نهاد پيشرو چشمانداز، رسالت، ساختار و كاركردهاي خويش را در راستاي تسهيل جريان توسعه كارآفريني در سطح جامعه جهتدهي، ساماندهي و بهسازي نمايد....
.... نقشآفريني دانشگاه در فرآيند توسعه كارآفريني در سطح جامعه تسهيلگر گذار به جامعه داناييمحور به شمار ميرود و از رهگذر كاركردهاي همافزايانه و پيوستهاي همچون آموزش (آموزش كارآفرينانه)، پژوهش با رويكرد دانشافزايي و توسعه فناوري (كارآفريني فناورانه مبتني بر ارزشافزايي دانش)، ترويج و تسهيل توسعه كارآفريني از مجراي خدمات اجتماعي دانشگاهي (برونرساني كارآفرينانه دانشگاهي) محقق ميشود ...
... بيترديد، نقشآفريني دانشگاه در فرآيند توسعه كارآفريني سازوكارهاي مقتضي خود را ميطلبد... نويسندگان در اين كتاب تلاش نمودهاند تا به وسع خويش و بنا به دغدغههاي تجربه شده، برخي بنيانهاي مفهومي، چالشهاي پيشارو و سازوكارهاي نهادي نقشآفريني دانشگاه در فرآيند توسعه كارآفريني را تبيين نمايند (از نوشتار پشت جلد).
پيشگفتار نويسندگان:
دانشگاه بسان يك نهاد اجتماعي در قبال توسعه ملي متعهد ميباشد و اين تعهد در پرتو نقشآفريني پويا بر پايه كاركردهاي مورد انتظار به انجام ميرسد. همچنين، دانشگاه بسان يك سيستم باز، از رابطهاي پويا و متعادل با محيط پيراموني و ابرنظامهاي محيط، نهادها و نظامهاي همكار برخوردار است. دانشگاه همسو با تحولات تاثيرگذار پيراموني نيازمند تحول ساختاري- كاركردي هدفمند براي همزماني، پايداري و پويايي نهادي است. بر اين پايه، دانشگاه در هر دوره زماني ميبايست در پرتو آنچه از آن در اين كتاب به عنوان "وظيفه تكاملي نهادي" نام برده شده است، هوشمندانه و پيشانگرانه ماموريتها و كاركردهاي مربوطه را بازشناسد و سازوكارهايي اثربخش و كارآ را براي تحقق رسالتهاي مورد انتظار بكار گيرد. در غير اين صورت، پافشاري جزمانديشانه بر كليشههاي كاركردي متعارف و عدم بهسازي ظرفيتها براي تحول پويا و پذيرش كاركردهاي جديد همگام با جريان تغيير و تحولات مستمر محيط پيرامون به انجماد، ركود و مرگ تدريجي دانشگاه منجر خواهد شد.
مشاركت فعال و همكاري تعاملي دانشگاه بسان يك مولفه بنيادين نظام دانش و نوآوري ملي در فرآيند توسعه پايدار كشور بر پايه ايفاي نقشهاي مقتضي و در ارتباط با دستاوردهاي مستقيم و غيرمستقيم حاصله در كوتاه و بلند مدت ضرورتي غيرقابل ترديد به شمار ميرود. در حال حاضر تعهد نهاد دانشگاه و نظام آموزش عالي در قبال توسعه ملي همساز با الگوي جامعه دانشبنيان به يكي از مضامين محوري مطرح در مباحث جاري محافل سياستگذاري علمي بدل شده است. ظهور الگوي اقتصاد دانشبنيان و جامعه داناييمحور فرصتي بدست داده است تا دانشگاهها در قامت يك كارگزار اجتماعي ايفاگر نقش جديدي باشند كه از آن تحت عنوان "مهندسي توسعه دانش" ياد ميشود. ايفاي نهادينه چنين نقشي مبين تكامل دانشگاه به معناي واقعي كلمه يا همان "نهاد اجتماعي دانش" است. يكي از ماموريتهاي مورد انتظار از دانشگاه براي ايفاي چنين نقشي عبارت است از تسهيل توسعه كارآفريني به عنوان موتور توسعه اقتصادي _ اجتماعي كشور و كمك به تحقق يك جامعهي كارآفرين. از اين ديدگاه، كاركرد دانشگاه در راستاي توسعه كارآفريني در سطح جامعه در شمايل دانشگاه كارآفرين، در چارچوب و در مسير نقشآفريني دانشگاهها در توسعه داناييمحور ميگنجد.
اين كتاب تلاشي است براي تبيين نقشآفريني كارآفرينانه دانشگاه در فرآيند توسعه داناييمحور و با هدف تشريح يكپارچگي و همافزايي دو جهتگيري كاركردي راهبردي مورد انتظار از دانشگاه، يعني پيشبرد فرآيند توسعه داناييمحور و تسهيل توسعه كارآفريني در فرآيند مزبور تدوين شده است. در اين بين، جهتگيري دوم در راستا و در خدمت جهتگيري نخست قرار دارد. بواقع، جهتگيري نخست راهبرديتر مينمايد و جهتگيري دوم يك سازوكار و تدبير يا قالب عملياتي براي تحقق جهتگيري نخست به شمار ميرود. از همينرو سازمان اين نوشتار بر پيوند منطقي موضوعي توسعه دانشبنيان و كارآفريني استوار است. در همين راستا، در بخش نخست (فصل نخست)، مبحث توسعه داناييمحور و چشمانداز، رسالت و ماموريت دانشگاه در پيشبرد توسعه داناييمحور مطرح شده است و در بخش دوم (فصلهاي سوم تا هفتم) توسعه كارآفريني به عنوان راهبردي براي تحقق توسعه داناييمحور و كاركردهاي دانشگاه در توسعه كارآفريني، شامل رويكردها و الگوهاي مرتبط با دانشگاه كارآفرين (فصل سوم)، آموزش كارآفريني (فصل چهارم)، پژوهش كارآفريني (فصل پنجم) كارآفريني فناورانه (فصل ششم)، و ساماندهي خدمات اجتماعي يا برونرساني دانشگاهي براي تسهيل كارآفريني در سطح جامعه (فصل هفتم) تبيين و تشريح شده است. براي حفظ يكپارچگي نوشتاري كتاب، مبحث تكميلي "مشروح استانداردها و مولفههاي محتوايي آموزش كارآفريني" مرتبط با محتوا و برنامهريزي درسي در آموزش كارآفريني (فصل چهارم) به صورتي مجزا پس از پايان فصل آخر كتاب آورده شده است.
مباحث مطرح شده در اين كتاب بيشتر بازتاب ابعاد نهادي، ملزومات ساختاري و استلزامات سياستي براي ايفاي نقش توسعهاي دانشگاهها در پيشبرد توسعه داناييمحور از رهگذر كاركردهاي كارآفرينانه در شمايل الگوي "دانشگاه كارآفرين" ميباشد. رويهمرفته، اين مجموعه دستاورد كاوش، پژوهش و نگارش حول پرسشهايي است كه نگارندگان به عنوان عضوي از نظام آموزش عالي كشور در جريان گفتمان چالشبرانگيز جاري در خصوص تلفيق كارآفريني در آموزش عالي كشور با آن روبرو گشتهاند و تلاش نمودهاند تا به وسع دانش و تجربه خويش، در پي پاسخگويي به آن برآيند و يافتههاي خويش را با ديگران تسهيم نمايند.
بيترديد تحقق نهادمند يك نظام آموزش عالي كارآفرين بومي و ملي، فراسوي الگوبرداريهاي سطحي، بيش از هر چيز در گرو شناخت عالمانه و تلاش متعهدانه تكتك كارگزاران اين نظام در پرتو يك راهبرد يكپارچه و سامانمند و بر اساس يك نقشه راه راهبردي است. در اين بين، بيش از هر چيز ديگر به بسيج همافزايانه ظرفيتها، هميادگيري، همكنشگري و هماهنگي شبكهوار كارگزاران و دستاندركاران امر نياز است. از منظر نگارندگان، اين نوشتار تلاشي است براي تسهيم آموزهها در راستاي هميادگيري و برانگيزش برخي پرسشها جهت نقد آگاهانه و بهسازي انديشهها و كنشها در مسير پيچيده تلفيق كارآفريني در نظام آموزش عالي كشور. اميد است مباحث جستارگونهي مطرح شده شايسته توجه همقطاران دانشگاهي و كارگزاران نظام آموزش عالي كه دغدغه بهسازي پيوسته اين نظام بر پايه جهتگيري راهبردي كيفيتنگر و كارآفرينانه در مسير پيشبرد توسعه دانشبنيان را دارند، قرار گيرد.
عملكرد ترويج در فرآيند توسعه به ميزان زيادي مرهون قابليت و توانمندي مروجان و كارگزاران ميداني ترويج است. واقعيت آن است علاوه بر قابليتهاي حرفهاي ترويج (هماننند توانايي برقراري ارتباط، سادهسازي و انتقال پيامهاي ترويجي، كار گروهي، و ...)، اثربخشي و كارآمدي يك كارگزار ترويجي در گرو برخورداري از دانش تخصصي و آشنايي با فنون، مهارتها و فناوريهاي مورد نياز گروههاي هدف است. اين مهم ميطلبد كه فارغالتحصيلان ترويج هم به قابليتهاي ترويجي و هم به دانش و فناوري تخصصي كشاورزي مجهز شوند. اين دو، چون دو بال ميمانند كه موفقيت يك كارگزار ترويجي را رقم ميزنند. در غير اين صورت، اگر صرفاً قابليتهاي ترويجي را بلد باشند، در عمل ميمانند كه چه را ترويج كنند و اگر فقط به دانش و فناوري تخصصي در حيطههاي معين مجهز باشند، در عمل ميمانند كه چگونه ترويج كنند. در واقع هر يك از اين دو نباشند، ترويج دچار بيكاركردي (disfunction) خواهد شد. چنين چالشي مستلزم تدبير جدي براي تخصصي شدن ترويج چه در سطح تربيت كارشناسان ترويجي در سطح دانشگاه و چه در عرصه اجرايي و ساختار اداري ترويج است. ساختدهي منسجم خدمات ترويجي و به تبع آن انجام مطلوب كاركردهاي مورد انتظار مستلزم بكارگيري راهبردهاي عملياتي منظم است. هر سيستم ترويجي در انجام كاركردهاي خويش بر حسب قابليتها و عملكرد مروجان به عنوان حياتيترين مولفه يك نظام ترويجي كه وظيفه هدايت و اجراي برنامههاي ترويج را در سطح ميداني بر عهده دارند ممكن است يكي از اين دو رويكرد را در پيش گيرد:
1) رويكرد عمومي: كه يك مروج در پرتو اين رويكرد به انجام كاركردهاي مختلفي كه در حيطة وظايف سازماني مربوطه قرار دارد، ميپردازد و قطعا نيازمند برخورداري از قابليتهاي حرفهاي متنوع و متعدد و پشتيبانيهاي حرفهاي و سازماني وسيع است (همانند رويه مرسوم در رهيافت ترويج عمومي).
2) رويكرد تخصصي: كه در پرتو آن يك مروج فقط به انجام كاركرد يا كاركردهاي خاصي كه در آن مهارت عمقي پيدا نموده است، ميپردازد و البته مسائل عمومي مرتبط با انجام كاركردهاي محوله را نيز دنبال ميكند (همانند توانايي ايجاد ارتباط با مخاطبان، تسهيلگري مشاركت گروهي و ...در كنار دانش و مهارت تخصصي ترويج مديريت تلفيقي آفات برنج).
در اين بين، رويكرد دوم نشاندهنده تخصصيشدن ترويج است. تخصصي شدن به شكستن اجزا يك كل كاركردي به كاركردهاي مجزا ولي مرتبط و هماهنگ گفته ميشود كه هر عامل ترويجي انجام دهندة اين كاركردها، فقط يكي از اين اجزاء كاركردي تعريفشده را به انجام ميرساند، براي مثال كشاورز تخصصي، كشاورزي است كه صرفا به توليد يك نوع محصول مبادرت ورزيده و در فرايند توليد، فراوري و توزيع و بازاريابي آن تخصص و مهارت لازم را پيدا نموده است. بنابراين ترويج تخصصي به ترويجي اطلاق ميشود كه كاركردهاي خود را به زمينه ها و فعاليتهاي خاصي از فرايند توليد و عرضه در بخش كشاورزي معطوف ميدارد، همانند ترويج زارعت، ترويج گلخانه، ترويج دامداري و ...، كه گاهي موضوعات و رشتههاي علمي كشاورزي مبناي ترويج تخصصي است يعني ترويج خاكشناسي، ترويج زراعت، ترويج آبخيزداري و ...؛ اين اينگونه تفكيك حيطههاي تخصصي در كشورهايي همچون ايران كه رشتههاي آكادميكي مبناي تخصص كارشناسان كشاورزي و ترويج هستند، جا افتادهتر است.
ترويج تخصصي به ارايه نوعي خاصي از خدمات تخصصي در حيطههاي موضوعي معين و تعريف شده، براي گروه خاصي از مخاطبان با نيازهاي ترويجي شناسايي شده در حيطههاي تخصصي مورد نظر، نظير بازاريابي، مديريت تلفيقي آفات، و ... معطوف است. ولي در ساختار ترويج عمومي كارگزاران ترويج داراي كاركردهاي چندگانهاي هستند و وظايف ارائه خدمات در زمينههاي مختلف از هم جدا نميباشد (در سطوح پرسنلي) و يك مروج در واقع چند منظوره بوده و كار ارائه خدمات را در زمينههاي مختلف بر عهده دارد.
اكسين (1988) معتقد است از آنجائي كه هيچ نظام ترويجي محتملاً توان انجام همه كاركردها (ارايه همه نوع خدمات به همه نوع گروه هدف) در قلمرو تحت پوشش را ندارد، لذا همه نظامهاي ترويجي به نوعي نيازمند شفافسازي و تعين قلمرو ارايه خدمات به مخاطبان هستند. تمركز موضوعي يا شفاف سازي كاركردهاي ترويجي به دو صورت عمده ميتواند پيگيري شود:
1) تمركز موضوعي بر اساس گروه هدف: انتخاب گروه خاصي از مخاطبان براي ارائه خدمات ترويجي كه غالباً همگون هستند. مطابق با نظر رولينگ سه پارامتر زير را ميتوان براي انتخاب گروههاي هدف در نظر گرفت: (الف) از نظر دسترسي به منابع و نهادهها، (ب) از نظر هدفهاي توليد و (ج) از نظر موفقيت و شرايط محل.
2) تخصصي شدن بر اساس موضوع و مضمون فعاليتها كه به تهيه و ارسال پيامهاي ترويجي درباره محصولات خاص معطوف است. اين گزيدار ممكن است حالتهاي مختلف زير را به خود بگيرد:
الف) انجام خدمات ترويج درباره يك محصول خاص كه همان رهيافت تخصصي كالا ميباشد، بدين سان كه شركتهاي تجاري به ارايه خدمات حمايتي، از جمله ترويج، براي يك محصول داراي درآمد نقدي بالا ميپردازند، براي نمونه، ارائه خدمات ترويجي در زمينه كشت و فراوري پنبه توسط شركتهاي تجاري در منطقهاي كه كشت پنبه رواج دارد.
ب) انجام خدمات ترويج بر اساس قلمروهاي تخصصي دانشگاهي و علمي و پژوهشي: همانند زراعت، گياهپزشكي،
ج) تخصصي شدن بر اساس كاركردهاي مختلف در فرآيند توليد، عرضه و بازاريابي: مانند خدمات مشاوره بازاريابي، خدمات بيمه، خدمات نگهداري و انبارداري و ....
د) تخصصي شدن بر اساس ماهيت خدمات ترويجي، نظير تسهيلگري، آموزش، مشاوره، اطلاعرساني و غيره
رهيافتهاي مختلف ترويجي را ميتوان بر اساس داشتن رويكرد تخصصي يا عمومي دستهبندي نمود. بر اساس معيارهاي مورد نظر آكسين (1988) در مطالعه تطبيقي رهيافتهاي ترويج، معيارهاي استفاده شده توسط فائو (1989) در مطالعات موردي پيرامون رهيافتهاي ترويج كشاورزي و نيز دستهبندي رهيافتهاي ترويج در دو گروه خصوصي و دولتي توسط برنامه توسعه ملل متحد (1997)، فهرستي از ملاكهاي تمايزگر ترويج عمومي و تخصصي در جدول ژیV ارائه شده است. البته اين دستهبندي غير قطعي بوده و بيشتر ماهيت پيوستاري دارد.
|
ملاك تمايز |
ترويج عمومي |
ترويج تخصصي |
|
ويژگيهاي برنامهريزي وكاركردها |
تلفيقي، وسيع درسطح ملي وهنانگر |
مجزا ولي هماهنگ وژرفانگر |
|
تنوع برنامه ريزي |
اندك وبا برنامه واحد ومتمركز |
زياد وغير متمركز |
|
اهداف |
عمدتاً ملي |
همگرايي اهداف ملي با محلي |
|
انعطاف پذيري ومشاركت پذيري |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
استعداد وپيگيري تمركززدايي وتفويض |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
سازگاري برنامه ها وتطبيق پذيري |
نسبتاً اندك |
نسبتاًبالا |
|
تنوع، همبستگي وساختارنهادي |
محدود با منشا وزارتخانه اي و دولتي |
وسيع با حضور كارآفرينان نهادي خصوصي ، غير دولتي و دولتي |
|
تعددوتنوع تخصص در سطوح عملياتي |
محدود |
وسيع |
|
تمركز كارشناسان متخصص |
درسطح ستادي |
برجسته در سطوح صفي |
|
كارشناسان ومروجين موردتاكيد |
عمومي وچند منظوره |
متخصص |
|
موضوعات وفنون بهينه آموزشي |
محدود ومتعارف |
متعدد ومتنوع |
|
روابط ترويج ،تحقيق و آموزش |
ضعيف ،يكسويه وناپايدار |
پويا ،تعاملي وپايدار |
|
تنوع وتاكيد برارتباطات ،اطلاع رساني |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
نسبت هزينه عملياتي به هزينه ستادي |
نسبتاً اندك |
نسبتاًبالا |
|
توجه به ارزشيابي واصلاحات بازخوردي |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
جهت گيري راهبردي وسازماني |
بالا به پايين وسلسله مراتبي |
افقي وتعاملي |
|
تاكيد برمديريت وتوسعه منابع انساني |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
حيطه كاري تخصص موضوعي عاملين |
مبهم ونامشخص |
شفاف ومشخص |
|
فعاليتهاي غير ترويجي عاملين |
نسبتاًوسيع |
محدود |
|
طرح واجراي برنامه ها در ارتباط بافعاليتهاي كشاورزي ونيازهاي كشاورزان |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
زمينه هاي توسعه حرفه اي عاملين |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
|
حمايت از عاملين صفي |
نسبتاًمحدود |
نسبتاًوسيع |
فرا رهيافتهاي تخصصي و عمومي در حالت واقعي دوسوي يك طيفي را به عنوان پيوستار تمايزگر تشكيل ميدهند كه ميتوان مكان هر يك از رهيافتهاي ترويجي مختلف را بر حسب ميزان عموميت يا تخصصي بودن روند ارايه خدمات بر روي آن معين كرد. بواقع، اين طيف از رهيافتهاي كاملأ تخصصي در سمت فرارهيافت تخصصي شروع شده و به سوي فرا رهيافت ديگر مشتمل بر رهيافتهاي عمومي ترويج ختم مي شود. در حالت واقعي رهيافتهايي از سوي نظامها و سازمانهاي ترويجي بكار گرفته ميشود كه آميزهاي از مشخصات رهيافتهاي تخصصي و عمومي را شامل ميشوند؛ اين رهيافتها را ميتوان رهيافتهاي مختلط [Mixed approach] ناميد. نظام ترويجي پيروي كننده از چنين رهيافتهايي ممكن است درگير آميزهاي از برنامههاي تخصصي (متمركز بر زمينه موضوعي خاص با پرسنل تخصصي ترويج) و برنامههاي عمومي (تلفيقي از موضوعات مختلف تهيه و اجرا شده از سوي كارگزاران عمومي ترويج) باشد. يك رهيافت بكار گرفته شده توسط يك كارگزار ترويجي را نميتوان قطعاَ تخصصي يا عمومي ناميد، چرا كه ممكن است با گذشت زمان يك رهيافت عمومي به سمت فرارهيافت تخصصي پيش رود و در اين حالت اصطلاحاً گفته ميشود كه ترويج در حال تخصصي شدن است كه به مرور زمان ويژگيهاي ساختاري و كاركردي رهيافتهاي تخصصي را كسب مي كند. اين وضعيت در واقع يك تغيير رهيافت[Approach Shift] مي باشد كه ميتواند به تناوب رخ دهد. براي مثال يك رهيافت پروژه ممكن است در يك منطقه به صورت تخصصي عمل نمايد و در همان منطقه يا مناطق ديگر در زمانهاي ديگر به صورت عمومي عمل نمايد. از اينرو، از منظري واقعگرايانه، تقسيمبندي و مرزبندي شفاف و قاطع به صورت فرارهيافتهاي تخصصي، عمومي يا مختلط ممكن نيست. اين خصيصه از پويايي ترويج ناشي ميشود، چرا كه گذشت زمان ايجاب ميكند كارگزاران ترويج براي پاسخگويي مطلوب به تغييرات درون نهادي (تعديلات ساختار سازماني) و برون نهادي (تحولات همه جانبه جامعه) انعطاف پذير باشند. بنابراين لازم است آنها براي برآوردن نيازهاي متغير جمعيت هدف در شرايط متفاوت، رهيافتهاي مختلفي را دنبال كنند و در رهيافت مورد نظر تغييرات لازم را از رهگذر همسازي سازنده با تغيير و تحول شرايط پيراموني و نيازهاي مخاطبان و سياستها و ظرفيتهاي درونسازماني خويش اعمال كنند.
رهيافت عمومي به ارائه خدمات چندگانه در زمينههاي مختلف و متعدد و متنوع فعاليت گروههاي هدف معطوف است. در اين رهيافت يك مروج ميبايست "همه فن حريف باشد" و به ارايه اطلاعات، توصيهها و مشاورهها، برگزاري دورههاي آموزشي و گاهاً امور اجرايي در تمام عرصهها و زنجيرههاي كشاورزي و غير كشاورزي مورد نظر سازمان متبوع بپردازد. همانطور كه قبلا ذكر شد، نمونة بارز اين رويكرد در رهيافت ترويج متعارف مستقر در وزارتخانه هاي كشاورزي شكل گرفته است كه در قالب آن، مروجان به كار ترويج چندگانه (Multiple Extension) يا ارايه خدمات ترويجي در حوزههاي مختلف و براي گروههاي هدف متعدد مشغولند و حداقل بر روي كاغذ، لازم است از طرف متخصصان موضوعي هدايت و حمايت شوند تا بتوانند از عهده چنين مسئوليتي برآيند.
بر عكس در الگوهاي نهادي _ سازماني ترويج تخصصي، هر كارگزار يا واحد ترويجي به ارايه خدمات فقط در يك زمينه يا چند حيطه تعريفشده خاص ميپردازد. اين رويكرد خود شقوق مختلفي دارد. در برخي مواقع ممكن است كل سازمان ترويج تخصصي شود؛ يعني، اطلاعات و خدمات ترويجي فقط در يك زمينه خاص ارائه شود.
شكل ديگري از تخصصي شدن ترويج در قالب سازمانهايي صورت ميگيرد كه در زمينههاي تخصصي چندگانه فعاليت مينمايند ولي براي انجام هر فعاليت تخصصي پرسنل خاص خويش را دارند؛ يعني در سطوح ستادي چند تخصصي بوده و در سطوح صفي و عملياتي، مروجان كاملا تخصصي شدهاند.
نوع ديگري از ترويج تخصصي را ميتوان در قالب ترويج پروژهاي (Project – based Extension) متصور شد كه فعاليتهاي تعريفشده ترويجي در حيطه معين و تخصصي فعاليت پروژه به همراه ساير خدمات حمايتي در قالب يك پروژه ارائه ميگردد (همانند ترويج آبياري در قالب پروژه گسترش سيستمهاي نوين آبياري در يك منطقه). در اين بين، معمولاً يك كارگزار ترويجي يا يك تسهيلگر به عنوان عضوي از تيم پروژه در كنار متخصصان ساير حوزهها فعاليت ميكند.
علاوه بر انواع الگوهاي پيشگفته، ميتوان به تخصصي شدن ترويج بر حسب گروه هدف و ساختار و تشكيلات نهادي يا حوزه نهادي (همانند ترويج تعاون)، ارايه خدمات ترويجي تخصصي به صورت ضمني يا (by back) همانند مورد رهيافت تخصصي كالا و... اشاره نمود.
تخصصيشدن ترويج به عنوان يك ضرورت سازوكارها و ملزومات خاصي را ميطلبد كه در مقاله زير به برخي از آنها اشاره شده است.
شريفي،م.، ايرواني، ه.، شريفزاده، ا. و رضوانفر، ا. (1387). واكاوي ساز وكارها و محدوديتهاي تخصصيشدن خدمات ترويج كشاورزي در ايران. مجله علوم كشاورزي ايران. دوره 39, شماره 3،صص 35-21.
ملكمحمدي، ا. و شريفزاده، ا. (1383) تخصصي شدن ترويج كشاورزي: چارچوب مفهومي، چالشها و راهبردها. ماهنامه علمي اجتماعي اقتصادي جهاد، شماره 264 و266.
انتشار يافتههاي تحقيقاتي به عنوان بخش مهمي از فرآيند تحقيق، اشكال و قالبهاي مختلفي به خود ميگيرد. تك نگاشت يكي از اين قالبها است كه در ادامه به طور مختصر معرفي شده است.
تك نگاشت (A monograph) يك كتاب علمي(book scholarly ) يا رساله(treatise) پيرامون يك موضوع واحد يا مجموعهاي از موضوعات مرتبط(a single subject or a group of related subjects) است كه معمولاً بوسيله يك نفر نوشته ميشود. از لحاظ انتشار، يكباره (one-time publication) و زماني كه شواهد و مستندات مورد نظر پيرامون موضوع كامل شد، انتشار مييابد. تك نگاشت ممكن است به يك كار علمي و پژوهشي مفصل با شرح و پردازش مطلوب و مستندات كافي و شرح و بسط لازم در مورد يك موضوع محدود (از جمله در مورد مورد كاوي يا case study) يا حتي يك فرد (در مورد زندگينامه ديگر نوشت و خود نوشت يا شرح احوال بزرگان و....) معطوف و مربوط شود.
در علوم كتابداري و اطلاعرساني، يك تك نگاشت يك اثر انتشاراتي است كه به صورت سريالي منتشر نميشود بلكه در يك جلد يا چند جلد محدود انتشار مييابد. از اينرو يك تك نگاشت با يك مجله(magazine)، ژورنال(journal) يا روزنامه (newspaper) كه به صورت سريالي و پيوسته انتشار مييابند، متفاوت است.
مونوگراف يا تك نگاشت يك جستار مفصل و ويژه مرتبط با يك موضوع است. معمولاً تك نگاشت بصورت سري منتشر نميشود مگر اينكه از چند بخش متعدد ولي مرتبط با هم تشكيل شده باشد.
كتابخانههاي مراكز تحقيقات تخصصي، كتابخانههاي پژوهشي (Research Libraries) و نيز گروههاي تخصصي دانشگاهي به دليل زمينه تخصصي فعاليتهاي خويش داراي مجموعههاي متعددي از تك نگاشتها در زمينه موضوع و حيطه فعاليت خويش هستند.
تك نگاشت حاوي اطلاعات تخصصي است و از اينرو كمتر مورد توجه افراد ساير حوزهها است.
يك پژوهشگر ممكن است با بهرهگيري از روششناسي هاي خاص رشته خويش به مطالعه و پژوهش پيرامون موضوعات تخصصي رشته مربوطه مبادرت ورزد و پس از رسيدن به كفايت لازم و احساس بسندگي و اشباع پيرامون ان موضوع، نسبت به انتشار آن مبادرت ورزد.
يك تك نگاشت با پردازش يافتهها و مطالعات تخصصي پيشين و كاوش و بررسي عميق معمولاً افقهاي تازهاي را در رشته خويش پديدار مينمايد.
برخي مواقع يك محقق ممكن است چنان بصورت تخصصي در بلندمدت پيرامون يك موضوع ويژه به بررسي، پژوهش و انتشار تكنگاشتها مبادرت ورزد كه در آن حيطه موضوعي خاص صاحبنطر و مرجع (authority on the topic) قلمداد شود.
انتشار تك نگاشتها خاص پژوهشگران و متخصصان آن موضوع يا رشته خاص است و از اينرو تيراژ تك نگاشتها نسبت به كتابهاي عمومي و يا حتي كتابهاي علمي محدود است. از سوي ديگر روال و قاعده كلي بر اين است كه يك تك نگاشت فقط يك با انتشار يابد مگر آنكه بصورت يك كتاب درسي مرجع (a textbook) انتشار يابد. با توجه به محدوديت انتشار تك نگاشتها، معمولاً دسترسي به آنها آسان نيست و نيازمند تعامل با تك نگار يا مركز متبوعه است. با توجه دامنه محدود انتشار و بالا رفتن هزينههاي چاپ، انتشارات علمي معتبر به دليل مقرون به صرفه بودن به انتشار تك نگاشتها روي خوش نشان نميدهند.
در برخي مواقع كه تك نگاشت فرم و قالب انشايي يك مقاله علمي و پژوهشي را به خود ميگيرد ممكن است از طريق يك ژورنال نشر يابد. برخي مواقع نيز ممكن است ژورنالهاي تخصصي به انتشار ويژهنامهاي حاوي تك نگاشتهاي مرتبط با يك موضوع كه در قالب مقاله علمي ارايه شده است، مبادرت ورزند.
مثال
براي نمونه ممكن است يك محقق گياهپزشكي به بررسي قارچ افلاتوكسين در پسته بپردازد و نتايج آن را هر چند وقت يكبار منتشر نمايد. بديهي است اين پژوهشكر ممكن است خود به تنهايي يا با همكاري پژوهشگراني ديگر مطالعه خويش را ادامه دهد و پس از رسيدن به نتايج تازه آنرا انتشار دهد. اين يافتهها در حوزه آموزش و پژوهش پيرامون بيماريها و آفات پسته و قارچ افلاتوكسين بكار ميآيد.
فرجام سخن:
تكنگاشت مبين تخصصي شدن حرفهاي روند بررسي، پژوهش و انتشار يافتههاي تحقيقات علمي است و الته نيازمند انگيزه و توانمندي پژوهشگران و حمايتهاي سازمان متبوعه است.
يك شغل خوب داشتن، كه البته متاثر از پارامترهاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و ... نيز سليقههاي شخصي متعددي است، يكي از خواستهها و در برخي موارد از آرزوهاي كمابيش دستنيافتني افراد است. حقوق كافي، پرستيژ اجتماعي، امنيت شغلي، سودمندي و نفعرساني به نوعبشر، تناسب با علايق و استعدادها، عدم فرسايش شغلي، توسعه حرفهاي مستمر، محيط شغلي سرزنده، رضايت شغلي بالا و ..از جمله اين معيارها است. از همينرو است كه بعضاً دانشجويان، براي نمونه دانشجويان گرايشهاي مختلف كشاورزي، كه زمينه حرفهاي اينجانب است، به مقايسه بازار كار آتي رشته خود ميپردازند و .... غافل از اينكه بازار كار آينده مشاغل جديدي را در اولويت خود قرار خواهد داد. بدين منظور بد نسيت به گزارش زير كه از خبرگزاري مهر گرفته شده، توجه فرماييد.
|
به یاد دارید در زمان کودکی چند بار از شما پرسیده شده "دوست دارید چکاره شوید؟" و به یاد دارید چند بار شغل مورد علاقه خود را تغییر داده اید؟ پزشک، خلبان و مهندس شغلهای محبوب زمان کودکی هستند اما دیگر دوران انتخاب این نوع مشاغل کلیشه ای به پایان رسیده است. | |
|
کودکان نسلهای جدید باید مشاغلی متناسب با آینده ای که پدران و مادرانشان در حال ساخت آن هستند، انتخاب کنند، شغلی متناسب با پیشرفتهای فضایی، پزشکی، رایانه ای و مهندسی. برای مثال "طراحی اندامهای بدن" یکی از مشاغلی است که در آینده ای نه چندان دور و با پیشرفت رو به رشد و لحظه به لحظه دانش سلولهای بنیادین به زودی به مشاغل پر طرفدار تبدیل خواهد شد. شاید بخواهید نگاهی به لیست مشاغلی که در آینده از بازار کاری داغی برخوردار خواهند بود، بیاندازید: * عنوان: خلبان فضایی تحصیلات: مدرسه هوانوردی یا نیروی هوایی. همچنین به لابراتوار زیر آبی شبیه ساز فضا در ناسا نیز سری بزنید. * عنوان: مهندس مهاجرت حیوانات شغل: ایجاد زیستگاه های جدید برای جانداران زمان احتمالی استخدام: سال 2030 گرایش: در حال حاضر بسیاری از زیستگاه ها با سرعتی بیشتر از مدت زمان مورد نیاز برای تکامل یک گونه زیستی در حال تخریبند. اما انتقال دادن جانداران به زیستگاه های جدید می تواند آنها را نجات دهد. پس از تصمیم گیری برای نوع زیستگاه هر یک از گونه ها، برای انتقال جانداران به یک طرح مهاجرتی برنامه ریزی شده نیاز است، نه اینکه یک جفت از هر جانداری را در گوشه ای از جهان رها کرد تا زندگی کنند. برای مثال فعالان زیست محیطی که به تازگی زیستگاه جدیدی برای پروانه ها یافته و آنها را انتقال داده اند از تصاویر هوایی و بررسی نقشه های محلی به منظور انتخاب منطقه ای بر اساس استاندارد زندگی این حشرات حساس استفاده کرده اند. تحصیلات: ورود به گروه هایی مانند "سازمان دهندگان مهاجرت جانداران". * عنوان: التیام دهنده جنین شغل: درمان اختلالات جسمی قبل از تولد سال احتمالی استخدام: 2020 گرایش: روزگاری بود که در آن جراحی جنین کاملا غیر قابل تصور بود. اکنون پزشکان می توانند اختلالات ستون فقرات را در جنین ها با جراحی ترمیم کنند و از سویی دیگر دانشمندان مشغول آزمایش بر روی شیوه های درمانی سلول های بنیادین و ژنتیکی در موشهای باردار هستند. به زودی راه اندازی بانکهای دی ان ای مربوط به بیماری های کودکان می تواند به درمان بیماری هایی مانند سرطان، اوتیسم و دیابت در رحم مادر کمک کند. تحصیلات: حضور در مراکز رو به رشد درمانهای جنینی مانند بیمارستان کودکان در فیلادلفیا یا بوستون. * عنوان: پیشگوی همه کاره شغل: تحلیل داده ها برای پیش بینی آینده زمان استخدام: 2015 گرایش: شورای کار آمریکا تخمین زده است که تا سال 2018 تعداد دانشجویان شاغل 20 درصد افزایش پیدا خواهد کرد. با در نظر گرفتن رشد اطلاعاتی، افزایش بارگذاری اطلاعات اینترنتی و گسترش بیلبوردهای تبلیغاتی با توانایی تشخیص چهره، نیاز به افرادی که بتوانند شیوه انتقال اطلاعات مختلف را برای تاثیرگذاری بیشتر انتخاب کنند به وجود خواهد آمد. تجارتهای مختلف به چنین تحلیلهای اطلاعاتی نیازمند خواهند شد. داده های خام به مواد اولیه ضروری و تحلیلگر این داده ها به سهامداران اطلاعاتی تبدیل خواهند شد که حقوق انحصاری تجارتهای مختلف را در ازای سهام داده ها مبادله خواهند کرد. تحصیلات: علوم رایانه ای یا آمار و سپس حضور در رشته های تخصصی پیش بینی در دانشگاهی مانند دانشگاه دی پائول. * عنوان: طراح اندامهای بدن شغل: ساخت اندامهای بدن سال استخدام: 2020 گرایش: در آمریکا هر 90 دقیقه یک نفر در انتظار دریافت اندام پیوندی جان خود را از دست می دهد. با توجه به دو برابر شدن جمعیت چنین کشوری تا سال 2050، باید انتظار مشکلات بیشتری را در زمینه کمبود اندامهای داخلی بدن داشت. تا سال آینده شرکتی مانند شرکت tengion اندامهای ساده ای مانند مثانه را به صورت تجاری ارائه خواهد کرد. اما هنوز مشکلاتی بر سر راه ساخت اندامهای پیچیده تری مانند کلیه و قلب از سلولهای بدن خود بیمار وجود دارد. تحصیلات: حضور در رشته مهندسی بیولوژیکی به منظور رشد و ساخت اندامها و نسوج طبیعی بدن در آزمایشگاه ها. * عنوان: متخصص تعامل انسانها و روباتها شغل: کمک به انسانها و روباتها تا با یکدیگر کنار بیایند سال استخدام: 2030 گرایش: روباتهای پرستار زمانی که نتوانند نیشخند بیمار خود را درک کنند قادر به کمک کردن به او نخواهند بود. نیاز به روباتهای کارگر هوشمند به منظور اطمینان از عملکرد بی نقص آنها در جهان انسانها، به شدت احساس می شود و پس از خلق چنین روباتهایی باید به آنها و به انسانها کمک کرد تا با یکدیگر کنار بیایند. از آنجایی که تولید گسترده چنین روباتهایی می تواند منجر به محدود شدن روابط انسانها با یکدیگر شود، به افراد متخصصی نیاز پیدا خواهد شد تا بتوانند توانایی های اجتماعی و روباتیک انسانها را بهبود بخشیده و ترمیم کنند. تحصیلات: تحصیل در رشته هوش مصنوعی در دانشگاهی مانند MIT، کارنگی ملون یا استنفورد. عنوان: نگهبان جهان شغل: دیدن همه چیز با کمک ماهواره ها زمان استخدام: 2030 گرایش: در حال حاضر ماهواره های چند طیفی می توانند شهرهای باستانی و مدفون شده را کشف کنند و یا تاثیر حرارت، جمعیت و یا پوشش های زمینی را بر گسترش بیماری ها ردیابی کنند. با بهبود یافتن تصویر برداری ماهواره ای، فضانوردان بیشتری قادر خواهند بود با ابزاری قدرتمند و دقیق مشابه گوگل ارث به زمین نگاه کنند. تحصیلات: باستان شناسی یا فیزیک زمین شناسی و تصویربرداری زمینی در دانشگاه ویسکونزین * عنوان: معمار کیهانی شغل: ساخت پایگاه های فضایی سال استخدام: 2025 گرایش: اوباما گفته است فضانوردان تا سال 2025 به یک اخترواره خواهند رسید. بر این اساس به زودی امکان استخراج فلزهای ارزشمند از دل مریخ و ساخت توقف گاه هایی در این سیاره به وجود خواهد آمد؛ پروژه هایی که نیازمند ساختمانها و ابزار نقلیه با توانایی فعالیت در حرارت زیر صفر و تابشهای شدید کیهانی خواهند بود. یافتن روشهایی برای زنده نگه داشتن انسانها در چنین شرایطی می تواند به زمینیان نیز کمک کند. تحصیلات: کسب درجه دکتری در رشته معماری فضایی که در حال حاضر تنها در دانشگاه هوستون تدریس می شود. * عنوان: متخصص و کارگر گداخت هستهای شغل: راه اندازی رآکتورهای گداخت هسته ای سال استخدام: 2025 گرایش: زمانی که در سال 2019 پروژه ITER در فرانسه راه اندازی شود، اولین رآکتور حرارتی با امکان ذوب کردن هسته اتمها برای ایجاد انرژی محض خواهد بود. در صورت عملی شدن این پروژه در حدود پنج نیروگاه اینچنینی قادر خواهند بود انرژی مورد نیاز شهر نیویورک را در پر مصرف ترین ساعات تامین کنند و به این شکل مشاغل در زمینه گداخت هسته ای افزایش یافته و مشاغلی مانند فیزیکدان تشخیصی گسترش خواهند یافت. تحصیلات: دوره تابستانی Burning Plasma ITER در آمریکا را بررسی کنید. * عنوان: هکر افکار شغل: خواندن افکار دیگران سال استخدام: 2030 گرایش: سال گذشته برای اولین بار درخواست معرفی اسکن دروغ سنج MRI به عنوان شاهد یک پروند ارائه شد. با وجود رد شدن این درخواست به دلیل پشتیبانی ضعیف علمی، تکنیکهای ذهن خوانی رو به رشد گذاشته اند. دانشمندان در دانشگاه برکلی اکنون به راحتی می توانند با اسکن کردن ذهن، آنچه فرد می بیند را بازسازی کنند و در ادامه خاطرات، رویاها و افکار قابل بازسازی خواهند بود. سطوح تعاملی مغز و رایانه نیز در دست تکمیل قرار دارند و در این شرایط زمینه های تحقیقاتی از قبیل روان درمانی نیازمند متخصصانی خواهد بود که قادرند ذهن را بخوانند. تحصیلات: عصب شناسی و علوم رایانه ای در کنار هم. آدرس پيوند منبع اصلي گزارش: |