سخنرانی واقعا جالب استیو جابز مدیرعامل و موسس اپل ، پیکسار و ... در سال ۲۰۰۵ در دانشگاه استنفورد
لطفاً به ادامه مطلب رجوع شود.
با سپاس از دوست بزرگوار و انديشمندم، مهندس كامران دانشيار به پاس ارسال مطلب
من قرن خود را بر دوش گرفتم و فریاد برآوردم : "پاسخگوی آن خواهم بود".
گوشهگیران آلتونا، ژان پل سارتر
تغيير گفتمان توسعه[Development Discourse]، كنارگذاشتن واژگان مرسوم و طرح واژگان جديد در ادبيات و نظريهپردازيهاي توسعه را به همراه داشته است. چمبرز (2004) با بحث درباره تحول واژهشناسي توسعه[Development Vocabulary] خاطر نشان ساخته است، تغيير مزبور به شكلگيري زبان جديد توسعه[New Development Language] منجر خواهد شد و اين زبان، خود، محور گفتمان توسعه و برآيش پارادايم جديد توسعه به شمار ميرود و با طرح اررزشهاي جديد، تغيير ساختارها و جهتگيريهاي كاركردي همراه است. در اين بين، همانطور كه از جدول (1) بر ميآيد، "پاسخگويي"، يكي از واژگاني است كه در گفتمان جديد توسعه در ارتباط با مؤلفه سازمان، قدرت و روابط مورد تأكيد ميباشد. در پرتو گفتمان جديد توسعه، ماهيت و سويه پاسخگويي، از حسابپسدهي و مسئوليتپذيري در قبال بالادستان (رو به بالا[Upward]/ پاسخگويي به اهداگران و مالياتدهندگان و منابع قدرت) به پاسخگويي چندجانبه، شامل پاسخگويي به جامعه و گروههاي مختلف (پاسخگويي روبه پايين/ از جمله فقرا و گروههاي حاشيهاي) تغيير يافته است.
جدول (1) واژگان رايج در گفتمان جديد توسعه[Chambers,2004]
|
مؤلفهها |
واژگان مرتبط |
|
شرايط انساني |
قابليت، محروميت، استحقاق، معيشت پايدار، فقر، آسيبپذيري، رفاه |
|
سازمان، قدرت و روابط |
پاسخگويي، مخاطبگرايي و رعايت حقوق مصرفكننده، تمركززدايي، توانمندسازي، مالكيت، مشاركت، همكاري، فرآيندگرايي، دستاندركاران، شفافيت |
|
حوزهها، ابعاد |
جامعه مدني، محيط زيست، جهانيشدن، حكمراني، بازار |
|
ارزشها |
مردمسالاري، تنوع، برابري، جنسيت، حقوق بشر، تكثرگرايي، پايداري |
واقعيت آن است بدليل تقدم تاريخي کشورهاي غربي، بسياري از انديشههاي رشد و توسعه ابتدا در اين کشورها شکل گرفته و تکامل يافتهاند و سپس توسط ساير کشورها که از آنها ميتوان تحت عنوان کشورهاي پيرو [follower] نام برد، اين انديشهها، مكاتب و الگوها همانند فناوري و کالا و خدمات و غيره، البته به شكل نرمافزاري از غرب در نقش پيشرو يا راهبر توسعه[pioneer]، وارد و عمدتاً به صورت نيانديشيده چونان وحي منزل و بدون درک مختصات زمينه اصلي برايش و تکامل و يا ميزان همسازي با موقعيت داخلي بکار گرفته شده است. عليرغم جذابيت اوليه، در عمل اين الگوگيري بدليل ناهمسازي وضعي، نه تنها كشورهاي پيرو را به رشد و پيشرفت تجربه شده در کشورهاي راهبر نرسانده، بلکه پيامدهاي ناگواري را هم براي آنها در پي داشته است و شکاف کشورهاي راهبر و کشورهاي پيرو را تشديد كرده است. هر چند انديشههاي توسعه وارداتي، بيشتر سراب توسعه و نه توسعه واقعي را براي کشورهاي پيرو به ارمغان ميآورند، اما به مرور زمان و به مدد قلمفرسايي به اصطلاح صاحبنظران توسعه در کشورهاي پيرو و رايزني و حمايت نهادهاي بينالمللي، شکل و شمايل يک ايدئولوژي را به خود ميگيرند و بدين طريق، ايدئولوژي توسعه را شكل ميدهند.
در صورت تمايل به ادامه مطلب مراجعه شود.
به نام خدا
هنگامی که صحبت از هوش و تیز هوشی به میان می آید، غالباً نمره بيست گرفتن، تست زدن و رتبه خوب در كنكور و چند كلاس را در يكي دو سال گذراندن به ذهن متبلور ميشود. اما اين برداشت نميتواند همه ابعاد يا انواع هوش را بازتاب دهد و فقط بازتاب هوش شناختي يا IQ است. آنچه در سالهاي اخير توسط روانشناسان پرورشي بيشتر مد نظر قرار گرفته،عبارت است از هوش هيجاني يا عاطفيemotional intelligence كه به مثابه يك رادار اجتماعي، افراد را در تعاملات اجتماعي با ديگران ياري ميدهد و پرورش آن براي داشتن شخصيت سالم و كارآمدي فردي ضروري است. در ادامه، مطلبي در اين خصوص نقل شده است.
... هنر آن نیست که آدمی تارک دنیا شود (زیستن در حاشیه جهان)، چرا که این از تنبلی و بی مسئولیتی و کم جوهرگی انسان ناشی می شود. از سوی دیگر، فروغلتیدن در گردباد هیاهوی زندگی روزمره چون غرق شدن در مرداب نیز هنر نیست (زیستن در زیر جهان) چرا که مستلزم فراموشی خویشتن خویش است؛ بلکه به قول بزرگی، هنر آن است که در جهان زاده شوی، در جهان پرورده شوی، اما بر جهان چیره شوی و ناآلوده به جهان در آن زندگی کنی (زیستن بر فراز جهان)؛ همچون نیلوفر آبی که در آب می روید، در آب می بالد، و اما از آب بیرون می زند و بر فراز آن می ایستد گویا که می خواهد به آب آلوده نشود و از فراز آن به تماشای کل هستی بنشیند! و این است معنا و هنر اصیل زیستن.