تبليغاتX
گفتمان دانشگاهی - جهان از منظر دیگران: شعر برگزیده سال 2005

به نظر شخص بنده، تفاهم و وحدت نظر انسانی فقط در صورت همذات‌پنداری و همدلی ما انسان‌ها با همدیگر محقق می‌شود و این امر مستلزم آن است که ما در برخورد با دیگران و واقعیت پیرامونمان عینک کلیشه‌ای خودبینی روشنفکرانه یا همه‌چیزدانی عوامانه را از چشممان برداریم و از منظر دیگران هم به قضیه نگاه کنیم تا بتوانیم حس و برداشت آنها را نیز درک کنیم و از اینرو در برخورد با آنها تصمیمی انسانی اتخاذ نماییم (و بسان محدود مدیران و کارمندان شریف به طرف مقابل یا ارباب‌رجوع مکرم (تکریم‌شده!) نگوییم این مشکل شما است)... این مهم از آنجا ناشی می‌شود که هیچ کس نمی‌تواند ادعا کند به ذات حقیقیت پی برده است... هر کس از پنچره‌ای که گشودگی و چشم‌انداز آن به تجربه، دانش و جهان‌بینی‌اش بستگی دارد، به جهان پیرامون، بسان لمس فیلی در تاریکی، می‌نگرد و فقط بخشی از حقیقت یا واقعیت (دم یا خرطوم فیل) را قادر است تبیین کند نه همه آن، می‌گویید نه به شعر زیر که توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و کاندیدای شعر برگزیده سال 2005  نیز بوده است، نگاهی بیندازید:

وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم،

وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم،

وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم

 و تو، آدم سفید،

وقتی به دنیا میای،صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی،

وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای،

وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی،

و وقتی می میری، خاکستری ای

و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟ ..........

+   توسط شریف  |