تبليغاتX
گفتمان دانشگاهی - پیش‌قالب‌زدایی (depreformation) از مجلات علمی: توازن بین استانداردگرایی دستورالعمل‌وار و انعطاف‌پذیر

به نام خدا

   مجلات علمی یکی از محمل‌ها و به عبارتی، مجاری و رسانه اصلی انتشار یافته‌های تحقیقات علمی محسوب می‌شوند و از اینرو، کم و کیف انتشار مقاله در این مجلات نقش مهمی در ارتقای اثربخشی رسانش یافته‌های تحقیقاتی دارد. بدین منظور، موسسات و مراکز متولی این مجلات و بطور مشخص‌تر، سردبیر، مدیر مسئول و هیات تحریره این مجلات با تدوین و اعمال مقررات و ضوابط و دستورالعمل مشخص سعی بر آن دارند تا انتشار مقالات در مجلات متبوعه را از طریق استانداردسازی رویه و فرایند - از پذیرش، داوری، تطبیق، ویرایش و چاپ - تسهیل کنند و شاخص اعتبار مجله خویش را ارتقا دهند. این مهم با توجه به مسئولیت‌های چندگانه، نظیر رایزنی با داوران برای ارزیابی شایسته و بموقع مقالات – که متاسفانه ما اعضای هیات علمی از عملکردی خوبی در زمینه داوری برخوردار نیستیم و در مجالی دیگر به آن خواهم پرداخت- و تامین هزینه داوری و چاپ مجله و...، بویژه اگر مجله مورد نظر دغدغه داوری و چاپ به موقع مقالات بدون سوگیری را داشته باشد، کاری دشوار است. در این بین، استانداردگرایی افراطی مشکلاتی را برای پژوهشگران برای انتشار مقالات خویش در برخی مجلات موجب شده است. یکی از این موارد، تاکید بیش از حد بر حجم مقاله است. بسیاری از مجلات داخلی، متاسفانه بدون در نظر گرفتن موضوع، روش تحقیق، ابعاد مسئله مورد بررسی، نوآوری‌ها، حجم یافته‌ها، نویسندگان را مجبور می‌کنند تا حجم مقاله‌اشان از یک حد معین، برای نمونه 15-20 صفحه بیشتر نشود تا بتوانند در هر شماره، تعداد مشخصی مقاله برای نمونه 10 تا 12مقاله را منتشر کنند. چنین رویکردی نگاهی آجروار به مقالات علمی است، بدین معنا که مقالات ارایه شده به یک مجله، همانند آجر، باید از یک سایز و بعد برخوردار باشند. این امر سبب می‌شود نویسندگان مقالاتی که به دلیل گستردگی موضوع مورد بررسی، حجم یافته‌ها، روش تحقیق ...حجمی بیشتر از حد معمول دارد، مجبور شوند سر و ته مقالات خود را بزنند، و به عبارتی یک لباس پیش دوخته را بر آن بپوشانند. برای روشن شدن موضوع، اجازه دهید به ملزومات نگارش روش تحقیق کمی و کیفی اشاره کنم. در حالی که یک مقاله کیفی یا دارای روش‌شناسی تکثرگرا نیازمند تشریح موقعیت، یافته‌ها و ..است، ولی مقاله کمی جمع‌وجور تر است. از اینرو، قاعدتا حجم مقالات کیفی بیشتر از کمی است و تلاش برای هم‌سایز کردن آنها باعث می‌شود بخشی از یافته‌ها از دست برود. بر عکس ممکن است یک مقاله کمی به اقتضای پارامترهای برشمرده شده، از حجم کمتری برخوردار باشد – چنانکه در برخی مجلات معتبر بین المللی حجم برخی مقالات به 3تا 4 صفحه بیشتر نمی رسد- داوران به دلیل حجم کم مقاله ایراد می‌گیرند و نویسنده را مجبور به مازادنویسی زاید می‌کنند. این رویه بدان حالت می‌ماند که یک خیاط (معادل مجله علمی) هر فردی که برای دوختن کت و شلوار به او مراجعه می‌کند (معادل مقاله ارایه شده برای چاپ)، بدون در نظر گرفتن قد و قواره‌اش، یک اندازه پیش تعیین شده را برای او در نظر می‌گیرد و این یعنی قالب‌گیری آجروار مقالات علمی! یک ماه پیش مقاله‌ای به یک فصلنامه معتبر داخلی وابسته به یکی از موسسات تحقیقاتی ارایه نمودم، بعد از یک هفته کارشناس داخلی - که بدلیل آشنایی شخصی می‌دانم حتی تجربه نوشتن یک مقاله را ندارد و با مرارت‌ها و تعلق خاطر نویسنده به مقاله خود آشنا نیست – بعد از دریافت کردن مقاله با اینجانب تماس گرفت و ایراد داشت باید مقاله در فرمت مجله (سایز و نوع قلم، فاصله سطور و حاشیه‌ها و...) قرار گیرد؛ پس از انجام اوامر، مقاله دوباره ارسال شد و بعد از دو هفته، کارشناس محترم که البته بدلیل آشنایی لطف دارد و خودش تماس می‌گیرد، به اینجانب ایمیل زد و فرمود باید حجم مقاله کاهش یابد و پیرو اوامر، بعد از کاهش حدود 5 صفحه، مقاله 25 صفحه‌ای دوباره ارسال شد ... دوباره کارشناس محترم ایراد گرفتند و فرمودند باید حجم مقاله بشود 20 صفحه و خلاصه مقاله تبدیل شد به یک شیر بی یال و دم- قاعدتا این کارشناس فکر می‌کرد این مقاله 30 گرم ادویه است که اگر 10 گرمش کم شود باز هم همان ادویه باقی می‌ماند و نه اینکه موقعی یک مقاله تدوین می‌شود به دلیل خاصیت سیستمی دارای خاصیت هم‌افزایی برآینده (emerging synergism property) یا اصل گشتالتی "کل چیزی بیش از مجموع اجزا است"، بسان یک اندام یا موجود درمی‌اید که دارای روح است و نمی‌توان دست و پایش را قطع کرد تا کوچک شود و قاعدتا این کارشناس از حال من نویسنده موقع کندن بخش‌هایی از مقاله که با هدف و حس و حال و صرف وقت نوشته بودم خبر نداشت-. البته همیشه این طور نیست کارشناس داخلی همان اول  مثل جلاد با گیوتین "دستورالعمل و حجم" مقاله زبان بسته را قلع و قمع کند؛ معمولن مقالات می‌روند داوری و شما به پیشنهاد داوران، بخش‌هایی را بر مقاله می‌افزایید اما پس از تایید، به پیشنهاد یا بواقع اجبار کارشناس و مدیر داخلی و به استناد دستورالعمل مجله مجبورید همان بخش‌ها را از مقاله حذف کنید! البته برخی داوران از سر دلسوزی پیشنهاد می‌کنند بخشی از یافته‌ها در مقاله دیگری منتشر شود غافل از اینکه این توصیه به لحاظ اخلاق نگارش علمی (Ethical problems in publications) بدلیل بروز " Redundant publication " مشکل‌ساز است و از مصادیق " سرقت علمي و ادبي (Plagiarism)" محسوب می‌شود. این مسئله زماني بروز مي‌يابد كه دو مقاله در بخش‌هايي با هم مشابه باشند يا بخش‌هايي از مقاله نظير مقدمه، فرضيات، روش‌شناسي، يافته‌ها، بحث و غيره در دو مقاله تكرار شود. این مسئله خود بر دو نوع است: (الف) Duplicate publication: تكرار كل يا بخش‌هايي از يك مقاله در مقاله‌اي ديگر؛ و (ب)Salami publication : قطعه قطعه كردن يافته‌هاي يك مطالعه چندمولفه‌اي، به گونه‌اي كه يافته‌هاي هر بخش از موضوع مورد مطالعه (براي نمونه هر يك از تيمارهاي چندگانه، سازه‌هاي تاثيرگذاري يا ابعاد پايداري توسعه كشاورزي) در مقاله‌اي جداگانه وارد شود و به عبارتي يافته‌هاي يك مطالعه واحد به چندين مقاله شكسته شود[1].

فراموش نکنیم مجلات علمی باید جایی برای طرح نوآوری‌ها باشد نه درهم شکستن و سرکوب کردن ایده‌ها. این مجلات باید ویترینی از مجسمه‌های جوروار باشد که استادانه تراشیده شده اند نه فرغونی از تعدادی آجر هم شکل و هم رنگ. این رویکرد مستلزم افزدون هنر و خلاقیت به نگارش و انتشار علمی است و پرهیز از تاکید افراطی و لجوجانه بر ساختار و دستورالعمل از پیش تعیین شده از جنس کتاب آشپزی. این امر وظیفه مدیران و سردبیران مجلات علمی را دوچندان می‌کند تا ضمن رعایت دستورالعمل‌ها، آنجایی که لازم است به صورت اقتضایی و با انعطاف‌پذیری خلاقانه، زمینه را برای انتشار مقالات به گونه‌ای که هستند و یا باید باشند (به اقتضای موضوع و روش مطالعه) نه به گونه‌ای که باید بشوند (به استناد فرمت پیش تعیین شده مجله)، فراهم آورند. سازوکارهای مختلفی را می‌توان بدین منظور در نظر گرفت: انعطاف‌پذیری در حجم مقاله بر اساس روش و موضوع و حجم یافته، چاپ چند مقاله پرحجم با چند مقاله کم حجم در هر شماره و .....در هر حال، ما اعضای هیات علمی نقش مهمی در ارتقای کیفیت انتشار مجلات داریم چه در نقش نویسنده و چه در نقش هیات تحریریه و داور، که این نقش اخیر، یعنی داوری باید قدری متعهدانه انجامش دهیم، یادمان باشد مجلات علمی یک فضای مشترک حرفه‌ای است که به همه ما تعلق دارد لذا با تسریع در داوری، بی طرفی، استقبال از نوآوری ... در ارتقای آن بکوشیم[2].  

  این چند سطر بنا به تجربه محدود نگارنده در زمینه نگارش و داوری مقالات علمی و همکاری با چند مجله نگاشته شده است و نه از منظر تخصصی. بی تردید، تغییر این وضعیت نیازمند تغییر نگاه‌ها به رسالت و کارکرد مجلات علمی و اصلاح فرهنگ نگارش علمی و انتشار یافته‌های تحقیقاتی، نه به صرف نگارش و انتشار مجله و گرفتن امتیاز، بلکه به قصد نشر ایده‌ها، نوآوری‌ها، تسهیم یافته‌های تحقیقاتی و...است.


[1] نگاه کنید http://sharifknowledge.ir/8903.aspx

[2] متاسفانه مقاله‌ای به یک مجله تخصصی و حرفه‌ای ارسال کرده‌ام که پروسه داوری و بررسی و داوری مجدد آن دارد وارد چهارمین سال خود می‌شود ولی هنوز تکلیفش مشخص نشده است! دقت کنید این مجله مربوط به رشته‌ای است که مدعی رسالت " انتقال تکنولوژی" و رسانش یافته‌های تحقیقاتی است و...البته این به معنای کوتاهی و مقصر بودن فرد یا گروه خاصی نیست، همه بطور مستقیم و غیرمستقیم در چنین وضعیتی سهیم هستیم.

+   توسط شریف  |