به نام خداوند جان و خرد
1-...هفته گذشته به همت يكي از تشكلهاي دانشجويي نشستي برگزار شد بين جمعي از دانشجويان و اساتيد دانشگاه با مضمون همكاري مشترك پژوهشي دانشجويان و اساتيد، دانشجويان نظرات و انتظارات خود را بيان داشتند و البته استادان گرامي طبق معمول كلاسهاي درس كه به تكگويي عادت كردهاند بيشتر سخن به ميان راندند...در این بين يكي از اساتيد تازه از فرنگ برگشته و يكي ديگر از همكان كه پستي هم دارند اظهار داشتند كه هدف از دوره كارشناسي انتقال اطلاعات تخصصي و فرادهي مباني به دانشجويان است ... بواقع این نازنين همكاران در لفافه چنين گفتند كه دانشجوي كارشناسي چه كارش به پژوهش، برود جزوهاش را بخواند و... – به همان شيوه آموزش بانكي كه ذهن دانشجو ظرف خالي پنداشته ميشود كه بايد پر شود از اطلاعات ارايه شده توسط استادان گرامي-...البته این رويه سالها و دهههاست كه در دنیای آموزش مطرود شده است.. هدف از دوره كارشناسي كه به لحاظ زماني بسيار طولاني است، فقط صرف انتقال قدري اطلاعات تخصصي و عمومي نيست، چرا كه این اطلاعات در سايهسار پيشرفتهاي روزافزون علمي چند ترم نگذشته قديمي و منسوخ ميشود، بلكه هدف آموزش در هزاره سوم، قابليتسازي و ظرفيتسازي است متناسب با اهداف نظام و توسعه كشور، قابليتهايي نظير تخصص حرفهاي عملي، خلاقيت، نوآوري و كارآفريني، مديريت فردي و حرفهاي و ديگر قابليتهايي كه تحت عنوان شايستگيهاي كانوني از آنها ياد شده است. يكي از این قابليتها پژوهشگري است كه خود دستاوردهاي مختلفي براي دانشجويان به همراه دارد: نظير تغيير موضع آنها از مصرف كننده به توليد كننده دانش، پرورش تفكر خلاق، روحيه اكتشاف و نوآوري، آشناسازي آنها با مسايل واقعي جامعه يا به قولي "دانشجو را دردمند بار آوردن"، تقويت تعامل بين دانشجيان و اساتيد و بهينهسازي زمان دانشجويان از طريق مشاركت علمي آنها در تحقيق و رويهمرفته، ارتقاي بالندگي و پويايي در دانشگاه كه بيگمان جامعه نيز از قبل آن بهرهمند خواهد شد...
2- ....در ترم جاري در يكي از درسها به دانشجويان گفتم كه در خصوص موضوعات مختلف درس برويد تحقيق كنيد و نتيجه آنها را جهت استفاده سايرين در كلاس ارايه دهيد...هنگام خوانش گزارش مطالعه دانشجويان احساس كردم متن گزارش برايم آشناست، قدري تامل كردم ديدم بسيار به سبك نگارش خودم شبيه است، و بيشتر كه دقت كردم ديدم تحقيق مورد نظر دقيقاً كپي يكي از مقالاتم بود كه بر روي اينترنت قابل دسترس است... اندكي برافروخته شدم از اينكه دانشجو مطلب خودم را دقيقاًكپي كرده و بدون ذكرمنبع، اخلاق علمي را رعايت نكرده و به نام تحقيق كه بار ارزشي حقيقتيابي را با خود به همراه دارد، دانشجو را طلبيدم و از او توضيح خواستم در مورد این كار نه چندان شايستهاي كه به اسم تحقيق انجام داده بود... و دانشجو در كمال خونسردي و احساس بيگناهي اظهار داشتند مگر تحقيق همين نيست كه بروي از اينترنت مطلبي مرتبط با موضوع پيداي كني و بياوري...- به همان روالي كه به طنز براي مراحل چهارگانه اين سنخ تحقيق برشمردهاند:
و البته بعد از قدري تامل ديدم دانشجو راست ميگويد؛ كسي به این بنده خدا آموزش نداده چطور تحقيق كنيد و گزارش و مقاله علمي بنويسد ولي از او تقاضاي چنين كاري ميرود آنهم به صورت كامل در حد تيم ملي (انتشار در مجلا علمي يا ارايه در كنفرانسها كه البته مورد آخري گاها از علم تهي شده و بهتر است به آن بگوييم ...
3.... در نتيجه انجام رساله دكتري در دانشگاه تهران كه حول مبحث "سازماندهي نظام تحقيقات كشاورزي ايران" بود، يكي از سازوكارهاي كه براي تقويت تحقيقات كشاورزي دانشگاهي در چارچوب نظام ملي تحقيقات كشاورزي ارايه دادمُ بدین مضمون بود: " تلفيق تحقيقات دانشجويي در برنامه كار ملي تحقيقات كشاورزي " که شواهد و مطالعات بین المللی آن را توصیه و تایید می کرد.
تا كنون در خصوص اهميت بهرهگيري از ظرفيتهاي تحقيقاتي دانشگاه ها در کشاورزی یا به اصطلاح تحقیقات کشاورزی دانشگاهی بسيار تاكيد شده: " ... دانشگاهها از منافع و اثرات همافزايانه انجام كاركردهاي آموزش و تحقيق و توسعه بهره ميبرند. تحقيق و توسعه فرصتي را براي دانشگاهيان فراهم ميسازد تا از محل پژوهش به يادگيري تجربي حرفهاي و كسب دانش جديد نايل شوند و كيفيت تدريس و مهارتهاي علمي و عملي خويش را ارتقا بخشند. در عوض تدريس نيز داراي پيامدهاي سازندهاي براي تحقيقات و توسعه به همراه دارد. اين پيآيند متقابل مهم براي نمونه ميتواند از طريق مشاركت شدن دانشجويان به عنوان نيروي انساني فعال در عرصه تحقيقات بويژه تحقيقات سازگاري و نيز انتشار و گسترش دستآوردهاي تحقيقاتي از طريق تهيه و تدوين رسالهها و پايانههاي دانشجويي و گزارشهاي پژوهشي و در نتيجه نشر دستآوردها از طريق مقالات علمي صورت پذيرد. هر چه باشد، دانشجويان، بويژه در مقاطع تحصيلي تكميلي، تا حد قابل قبولي به مهارتهاي پژوهشي دست مييازند و نيروي كار ارزان و اغلب، بي مزد و منتي را براي انجام مساعدتهاي فني و كار ميداني در طي فرآيندهاي پژوهشي در اختيار پژوهشگران يا اعضاي هيت علمي دانشگاه قرار ميدهند..."[1]؛
۴... واقعيت امر اين است كه دانشجويان از سرمايهها و مزيتهاي دانشگاه در امر پژوهش، نوآوري و توسعه فناوري هستند، منتها لازم است اين سرمايهها پرورانده و بالنده شود، اين مهم علاوه بر بودجه و امكانات، نيازمند توسعه قابليتهاي پژوهشي دانشجويان از طريق مشاركت تمام عيار و هدایت شده در پروژههاي پژوهشي اساتيد و محققان به شيوه research mentoring است...دقت كنيم دانشجو ابزار نيست كه فقط در مرحله دادهگيري يا برخي امور پژوهشي پيشپاافتاده و زمانبر به كار- يا به زعم يكي از دانشجويان- بي بيگاري - گرفته شود... دانشجو بايد هدايت شود تا تمام فرآيند تحقيق را از مرحله مسئلهيابي تا انتشار نتايج به پيش ببرد...تعهد و همكاري اساتيد، تخصيص گرنت، انگيزه دانشافريني و اكتشاف دانشجويان، برگزاري كارگاههاي آموزشي يا تدبیر چند واحد درسي ناقابل با موضوع روش تحقيق و مقالهنويسي علمي در ترم اول و دوم براي دانشجويان كارشناسي، تامين حداقل امكانات و منابع مورد نياز، تشكيل تيمها و هستههاي پژوهشي مركب از استاد- دانشجو يا مركب از دانشجويان ردههاي مختلف (با تجربه و كم تجربه در عرصه پژوهش)، برگزاري همايش و انشتار مجله علمي براي نشر نتايج تحقيقات دانشجويي،انتخاب و تشويق هستههاي پژوهشي دانشجويي برتر و... ميتواند به ترويج پژوهشگري در بين دانشجويان كمك نمايد...
[1] شريفزاده، ا. (1385). تبيين سازوكارهاي تقويت نظام تحقيقات كشاورزي ايران كشاورزي. (رساله دكتري منشرنشده). گروه ترويج و آموزش كشاورزي، دانشكده اقتصاد و توسعه كشاورزي، پرديس كشاورزي و منابع طبيعي، دانشگاه تهران.